جنگ باستانی: چگونه 4 نژاد Neutronium تقسیم شدند
قبل از Universe 1 هیچ صفحه بازی وجود نداشت. یک کهکشان، یک منبع مشترک، و یک تمدن وجود داشت - که با تعریف ضعیفی - توسط چهار نژاد ساخته شده بود که هنوز یاد نگرفته بودند از یکدیگر متنفر باشند. جنگ باستانی به همه اینها پایان داد. Mega-Structure شکسته شد. نژادها پراکنده شدند. و چرخه شروع شد.
قبل از کائنات
در دوران قبل از Universe 1 - که در رکوردهای بازیابی شده به عنوان عصر پیش از چرخه نامیده می شود - این چهار نژاد یک کهکشان مشترک را بدون مرزهای رسمی که تخته بازی را مشخص می کند، اشغال کردند. آنها دقیقاً یکپارچه نبودند. آنها فرهنگ های متمایز، قلمروهای متمایز، ارزش های متمایز داشتند که آنها را مرتباً در تنش با یکدیگر قرار می داد. اما آنها یک منبع را بدون رقابت به اشتراک گذاشتند: Neutronium.
استاندارد Neutronium فراوان بود. کاربردهای آن صنعتی بود - تولید انرژی، نیروی محرکه، ساخت سازههایی در مقیاس بزرگ که فقط همکاری چند نژادی میتوانست بسازد. چهار نژاد ارزش آن را از نظر مادی درک کردند، اما نه در عبارات عمیق تر که در نهایت آنها را از هم بپاشد. Neutronium یک کالا بود. استخراج و اصلاح آن توسط معاهدات غیررسمی اداره می شد که نه به این دلیل که نژادها به یکدیگر اعتماد داشتند، بلکه به این دلیل که هر یک از آنها بیشتر از همکاری سود می بردند تا درگیری.
Mega-Structure اوج این همکاری بود. طراحی آن مستلزم مشارکت از هر چهار نژاد بود - اصول معماری از شهود فضایی Terano، ریاضیات مهندسی از سنت علمی Asters، کار ساخت و ساز خام از پروژه های Mi-TO bilistic و پروژه های فیزیکی سرمایه گذاری شده، و پروژه های فیزیکی. شبکه های منبع Iit. هیچ نژادی به تنهایی نمی توانست آن را بسازد. آنها با هم برای چندین نسل روی آن کار کرده بودند.
کشفی که همه چیز را تغییر داد اعلام نشد. این بی سر و صدا، در آزمایشگاهی که هیچکس نام آن را به خاطر نمی آورد، توسط محققی ساخته شد که هویتش در پرونده های تاریخی هر چهار نژاد مورد بحث قرار گرفته است. کشف: اینکه Neutronium غنی شده تا آستانه تشدید خاصی صرفاً انرژی ذخیره نمی کند. الگو را ذخیره کرد. این می تواند ساختار یک آگاهی را رمزگذاری کند و آن ساختار را در سراسر یک بازنشانی جهان حفظ کند - یک رویداد نظری که فیزیک آن زمان پیشنهاد می کرد اجتناب ناپذیر است، اگرچه زمان آن ناشناخته بود. محققی که این کشف را انجام داد آن را منتشر نکرد. اما دانش به هر حال فرار کرد، همانطور که دانش همیشه انجام می دهد.
شکستن
جنگ باستان با اعلامیه آغاز نشد. با یک دزدی شروع شد. اولین مسابقه برای یادگیری در مورد ویژگیهای حفظ آگاهی Neutronium غنیشده، بلافاصله برای ایمن کردن هر ذخایر قابل توجه Neutronium در کهکشان مشترک حرکت کرد. عمل کمتر از یک چرخه استاندارد طول کشید. زمانی که سه نژاد دیگر متوجه شدند چه اتفاقی افتاده است، تعادل اقتصادی که پروژه Mega-Structure را حفظ کرده بود، از قبل شکسته شده بود.
پاسخ نظامی بود. Mi-TO ابتدا بسیج شد - آنها همیشه بزرگترین نیروهای ایستاده را در چهار نژاد حفظ کرده بودند و بسیج به تلاش سازمانی کمی نیاز داشت. Terano، همانطور که ماهیتشان بود، مذاکره کردند و رد شدند. Iit بی سر و صدا شروع به تغییر مسیر جریان های منابع کرد. Asters نتایج محاسبه شده است. در عرض سه چرخه از سرقت اولیه، جنگ علنی حلقه درونی کهکشان را درگیر کرده بود.
Mega-Structure خود به میدان نبرد مرکزی جنگ تبدیل شد. هر نژادی میدانست که هرکس آن را تکمیل کند - یا بزرگترین بخش آن را کنترل کند - از یک مزیت معماری برخوردار خواهد بود که تنها با نیروی نظامی نمیتوان بر آن غلبه کرد. این سازه به طور همزمان یک سلاح، یک پناهگاه و ارزشمندترین شیئی بود که تاکنون ساخته شده است. با هر چه داشتند بر سر آن دعوا کردند.
The Breaking رویدادی است که Neutronium: Parallel Wars به زمانی اشاره دارد که Mega-Structure نابود شد. در یک انفجار منهدم نشد. به تدریج نابود شد، هر نژاد بخش هایی را که نژاد دیگری کنترل می کرد، از بین می برد تا زمانی که تمامیت ساختاری کل از بین رفت. Alpha Core — مرکز پردازش Mega-Structure — دست نخورده باقی مانده است. 18 قلمرو شش ضلعی بزرگترین قطعات باقی مانده هستند. هر چیز دیگری به میدان زباله تبدیل شد که چرخه های بعدی جهان، لایه به لایه بر روی آن ساخته می شوند.
هویت نژادی که برای اولین بار ویژگی های غنی شده Neutronium را کشف کرد، عمداً در داستان بازی مبهم است. قطعات Recovered Memories هر مسابقه به مقصر متفاوتی اشاره می کند. بازی این مشکل را حل نمی کند - نکته این است که دیگر مهم نیست چه کسی آن را شروع کرده است. هر چهار مسابقه به طور کامل در مسابقات بعدی شرکت کردند.
داستان منشا هر نژاد
پس از بریکینگ، چهار نژاد پراکنده شدند. هر کدام استراتژی بقای متفاوتی را انتخاب کردند، و این انتخابها در چرخههای کیهانی که به هویتهای نژادی که آنها را در بازی تعریف میکردند، تبدیل شدند. اینها صرفاً پیشینه نیستند - آنها توضیحات مکانیکی برای پاداش های شروع هر مسابقه و قابلیت های نامتقارن هستند.
Terano سعی کرده بود از طریق مذاکره از جنگ باستانی جلوگیری کند و شکست خورده بود. این تجربه باعث نشد که آنها کمتر به سمت دیپلماسی گرایش پیدا کنند - آنها را به روشی تلخ تر در آن مهارت بیشتری داد. آنها پس از بریکینگ فهمیدند که دیپلماسی نمی تواند ساده لوحانه باشد. توافقنامه ها نیازمند سازوکارهای اجرایی بودند. روابط به مبانی مادی نیاز داشت. احساس کافی نبود.
Terano به شبکهای از محاصرههای دیپلماتیک هدفمند عقبنشینی کرد - ایستگاههای خنثی که در سراسر قلمروهای بیرونی کهکشان توزیع شدهاند و عمداً بین حوزههای نفوذ نژادهای دیگر قرار گرفتهاند. از این مناطق، آنها تمدن خود را حول شبکه های تجاری، دلالی اطلاعات و انباشت آرام اهرم ها بازسازی کردند. آنها به دنبال تسلط نظامی نبودند. آنها به دنبال اجتناب ناپذیر بودن بودند - تا خود را به گره ای تبدیل کنند که مهم ترین تراکنش های نژادهای دیگر از طریق آن انجام می شد. پاداش دیپلماسی +1 آنها در این بازی نشان دهنده صلح طلبی طبیعی نیست، بلکه نشان دهنده تخصص تمدنی است که به سختی به دست آمده است که از جنگ باستانی جان سالم به در برده و خود را برای نابود کردن بیش از حد مفید ساخته است.
Mi-TO همیشه از نظر بدنی تواناترین در بین چهار نژاد بوده است - زیست شناسی آنها به سمت قدرت و استقامت معطوف شده است به گونه ای که دیگران چنین نبودند. قبل از جنگ باستان، این یک دارایی در ساخت و ساز و اکتشاف بود. در طول جنگ، این به چیز دیگری تبدیل شد: توجیهی برای ترس دیگران از آنها و دلیلی برای Mi-TO خود برای تکیه بر هویتی که ترس ایجاد کرد.
پس از Breaking، Mi-TO خلع سلاح نشد. جنگ باستانی به آنها نشان داده بود که نژادهای دیگر با بیرحمی کامل عمل میکنند، زمانی که آنها معتقد بودند که خطرات به اندازه کافی بالاست. Mi-TO در تحلیل خود به درستی به این نتیجه رسیدند که امن ترین موقعیت در هر درگیری آینده این است که قدرتمندترین بازیگر نظامی در اتاق باشد. آنها تمدن خود را به طور کامل بر اساس دکترین نظامی، ارتش های حرفه ای ایستاده، و یک فرهنگ استراتژیک بازسازی کردند که هر تصمیمی را از طریق دریچه طرح ریزی نیرو ارزیابی می کرد. پاداش شروع ارتش +1 آنها میراث نهادی آن انتخاب پس از جنگ است - نتیجه نسلهای سرمایهگذاری نظامی که توسط هیچ نژادی که تعهد مشابهی را در همان لحظه در تاریخ انجام نداده است، قابل تکرار نیست.
پاسخ Iit به Breaking، بی درنگ ترین واکنش در بین چهار مسابقه بود. در حالی که Terano در حال ساختن مناطق تحت پوشش بودند و Mi-TO در حال ساختن ارتش بودند، Iit به سرعت در حال حرکت بودند تا زیرساخت های اقتصادی را که جنگ پشت سر گذاشته بود، اشغال کنند. ایستگاههای پردازش، شبکههای پالایشگاهی، هابهای حملونقل - Iit هر بخش از دستگاه اقتصادی عصر پیش از چرخه را شناسایی کرد که هنوز کارآمد بود و قبل از اینکه سایر نژادها به اندازه کافی برای رقابت با آن تثبیت شوند، شغل خود را ایجاد کردند.
این صرفاً اپورتونیسم نبود، اگرچه ظاهری داشت. Iit همیشه درک کرده بود که کنترل اقتصادی از کنترل نظامی بادوام تر و کمتر از کنترل دیپلماتیک شکننده تر است. یک ارتش را می توان نابود کرد. یک مسیر تجاری، اگر به اندازه کافی در اقتصاد همه طرف ها تعبیه شده باشد، نمی تواند به راحتی توسط هیچ یک از آنها رها شود. Iit تمدن خود را به عنوان ارائهدهنده زیرساخت اقتصادی پیشفرض کهکشان بازسازی کردند. پاداش شروع رایگان Nuclear Port آنها نمایانگر مستقیم ترین بیان مکانیکی این میراث است: بخشی از زیرساخت اقتصادی که سایر نژادها باید آن را بسازند و هزینه آن را بپردازند، Iit به سادگی از قبل دارند.
Asters قبل از جنگ باستانی دانشمندان کهکشان بودند و پس از آن نیز دانشمندان آن باقی ماندند. پاسخ آنها به Breaking آرشیوی بود: آنها آنچه را که میتوان از دانش فنآوری عصر پیش از چرخه جمعآوری کرد، طرحوارههای طراحی Mega-Structure، سوابق دادههای غنیشده Neutronium را جمعآوری کردند، و آنها را قبل از نگرش جنگی توصیف کردند. آنها همه را با همان دقت سیستماتیک حفظ کردند که مشخصه هر کاری بود.
Asters با وضوح تحلیلی که مشخصه تعیین کننده آنها بود، فهمیدند که هرکسی از نحوه ساخت Mega-Structure آگاهی داشته باشد، در نهایت در هر تلاشی برای بازسازی آن مزیت را خواهد داشت. درست می گفتند. پاداش شروع ایستگاه پیشرفته آنها نشاندهنده زیرساخت زنده این تلاش برای حفظ دانش است - یک تاسیسات تحقیقاتی که نژادهای دیگر باید در طول زمان توسعه دهند، Asters که از برنامه آرشیوی پس از جنگ آنها به ارث رسیده است. Asters برای برنده شدن در بحث جنگ باستانی درباره اینکه چه کسی سزاوار Neutronium غنی شده است، نمی جنگند. زمانی که Mega-Structure در نهایت بازسازی میشود، آنها میجنگند تا تمدنی باشند که آن را بهتر درک میکند.
چرخه کیهان ها
13 جهان Neutronium: Parallel Wars دوره های تاریخی جداگانه ای نیستند. آنها تکرار هستند - 13 تلاش چهار نژاد برای بازسازی Mega-Structure که در جنگ باستانی نابود شد. هر جهان با همان تخته، نژادهای مشابه، منابع یکسان و مشکل استراتژیک یکسان شروع می شود. هر کیهان با فعال شدن Paradox X پایان مییابد - سه مصنوع جمعآوریشده، بازنشانی جهان، شروع دوباره چرخه.
آنچه در سراسر جهان ها تغییر می کند دانش است. سیستم Recovered Memories - مکانیک کارتی که قطعات روایت را در صورت برآورده شدن شرایط خاص باز می کند - قطعاتی از تاریخ دوران پیش از چرخه را ارائه می دهد که در جهان قبلی موجود نبود. بازیکنان بیشتر در مورد جنگ باستانی در چرخه های مختلف می آموزند. آنها درباره اینکه چه کسی Alpha Core را ساخته و چرا آن را ساخته است، بیشتر می آموزند. آنها بیشتر در مورد آنچه که Neutronium غنی شده با آگاهی که حفظ می کند، می آموزند. هر جهان جدید با تمام دانش استراتژیک جهان های قبلی بازی می شود، به همین دلیل است که پویایی رقابتی بازی به طور چشمگیری از جهان های اولیه به جهان های آخر تغییر می کند.
سیزدهمین جهان آخرین فرصت برای بازسازی Mega-Structure به درستی است - یا اینکه این کار را نکنید. افسانه جنگ باستانی این انتخاب را مشخص می کند: اگر نژادها Mega-Structure را بازسازی کنند، چرخه ای را که جنگ باستانی قطع کرده بود، کامل می کنند. اگر از آن جلوگیری کنند، چرخه را برای همیشه می شکند. هر دو نتیجه شرایط برنده است. اینکه یک بازیکن کدام یک را دنبال می کند کاملاً به آنچه که آنها معتقدند جنگ باستانی واقعاً درباره آن بوده است بستگی دارد.