چگونه 13 جهان ایجاد شدند: Neutronium: Parallel Wars کیهان شناسی
وقتی Mega-Structure اصلی فرو ریخت، یک واقعیت ویران شده ایجاد نکرد. 13 را ایجاد کرد. هر پژواک بعدی یک نسخه کمی متفاوت از فیزیک حاکم بر جهان اصلی را حفظ کرد - و هر یک به عرصه جدیدی تبدیل شد که در آن چهار نژاد، بارها و بارها تلاش میکردند تا کاری را انجام دهند که بار اول نتوانستند انجام دهند.
رویداد درهم شکستن
فروپاشی Mega-Structure اصلی یک انفجار معمولی نبود. انفجارهای معمولی انرژی را از طریق فضا به بیرون آزاد می کنند. فروپاشی Mega-Structure انرژی را در جهت دیگری آزاد کرد - از طریق فضای ابعادی، در امتداد خطوط گسل بین ثابتهای فیزیکی که سازه برای مدیریت آن طراحی شده بود. این رویداد در سوابق تاریخی هر نژاد، شکستن نامیده میشود، اگرچه گزارش هر نژاد از علت آن متفاوت است.
آنچه که سوابق بر آن توافق دارند این است که پس از آن چه اتفاقی افتاد. در لحظه فروپاشی، هسته بعدی Mega-Structure - Alpha Core - متوقف نشد. در عوض، به مرکز پایداری تبدیل شد که در اطراف آن پژواک های 13 بعدی متبلور شد. هر پژواک یک کپی شکسته شده از واقعیت اصلی بود که توسط یکی از 13 لنگر بعدی اصلی که مهندسان سازه Mega-Structure در سرتاسر کهکشان قرار داده بودند، شکل گرفته بود. هنگامی که لنگرها اتصال باربر خود را با Mega-Structure از دست دادند، به دانه هایی برای چیز جدیدی تبدیل شدند: جهان هایی با منطق فیزیکی خودشان، نسخه خودشان از رفتار Neutronium، نسخه خودشان از برد آشنا.
چهار نژاد خود را در جهان 1 یافتند - ضعیفترین پژواک، دورتر از پارامترهای فیزیکی واقعیت اصلی - با تمام تاریخچهشان دست نخورده اما تمام منابعشان از بین رفته است. هیئت آشنا بود. بازی نبود. هر چیزی که نژادها قبل از Shattering ساخته بودند باید از ابتدا بازسازی می شد، در جهانی که از قوانینی متفاوت از آنچه که به یاد داشتند پیروی می کرد. و جایی در پشت جهان 1، 12 جهان دیگر منتظر بودند، هر کدام ناپایدارتر از گذشته، و هر کدام به تلاش بازسازی یکسانی در شرایط فیزیکی غیرقابل بخشش نیاز داشتند.
چرا 13 جهان
عدد 13 دلخواه نیست. Mega-Structure اصلی در 13 نقطه لنگر انداخته شد - حداقل تعداد لنگرهای فضایی مورد نیاز برای حفظ ثبات ابعادی در مقیاسی که سازه روی آن کار میکرد. هر لنگر با یک گره در توپولوژی گرانشی طبیعی کهکشان مطابقت داشت. رکوردهای Asters'، که به طور کاملتر از هر نژاد دیگری حفظ شدهاند، شامل شماتیک ساختاری اصلی هستند. 13 موقعیت لنگر دقیقاً بر روی 13 جهان که Shattering ایجاد کرده است، نشان می دهد.
هر کیهانی نشان دهنده فرکانس بعدی متفاوتی است - چیزی که اسناد فنی Asters آن را باند تشدید می نامند. جهان 1 کمترین رزونانس را دارد، نزدیکترین به صفر بعدی. Universe 13 بالاترین و نزدیکترین به خط پایه واقعیت اصلی را دارد. در نتیجه، پژواک های بعدی با همان قدرت به طور نامحدود باقی نمی مانند. آنها پوسیده می شوند. کیهان 1 اولین کسی بود که پس از Shattering تثبیت شد و اولین کسی خواهد بود که پس از انتشار انرژی شاترینگ در فضای ابعادی، فرو خواهد ریخت. جهان 13 آخرین خواهد بود.
این توالی فروپاشی مبنای مکانیکی مکانیک Paradox X است. هر بار که سه مصنوع در Alpha Core مونتاژ میشوند، انرژی ابعادی جهان به آستانه بحرانی میرسد و پژواک فرو میریزد - دقیقاً همانطور که آموزهها پیشبینی میکنند که در نهایت باید انجام شود. چهار نژاد انتخاب نمی کنند که Paradox X را به هیچ معنای فلسفی معنادار راه اندازی کنند. آنها در حال تسریع روندی هستند که در حال حاضر در حال انجام است. چیزی که آنها انتخاب می کنند این است که چگونه خود را برای گذار به جهان بعدی قرار دهند، و در نهایت با جهان نهایی، جهان 13 چه کنند، جایی که توالی فروپاشی فارغ از اینکه هر نژادی چه می کند، به پایان می رسد. فقط بازسازی Mega-Structure در آنجا می تواند آبشار ابعادی را به طور دائم تثبیت کند.
سیستم Recovered Memories قطعاتی از سوابق ساخت اولیه Mega-Structure را در چرخه های جهان ارائه می دهد. بازیکنانی که قطعات کافی را جمعآوری میکنند، یاد میگیرند که طراحی 13 لنگر تصادفی نبوده است - بهطور خاص انتخاب شده است زیرا در صورت فروپاشی ساختار، 13 لنگر دقیقاً 13 پژواک قابل استفاده تولید میکنند. کسی عواقب شاترینگ را طراحی کرد. چه کسی، و چرا، عمیق ترین سوال در تاریخ Neutronium: Parallel Wars است.
تغییرات فیزیک جهان
مهمترین پیامد مکانیکی ساختار پژواک بعدی این است که Neutronium در تمام 13 جهان یکسان رفتار نمی کند. قدرت میدان Neutronium - چگالی، واکنش پذیری آن، ظرفیت آن برای تامین انرژی زیرساختی که نژادها به آن وابسته هستند - با باند تشدید جهان مقیاس می شود. این سه مرحله متمایز از بازی را در پیشرفت 13 جهان ایجاد می کند، که هر کدام با استراتژی های غالب متفاوت و پویایی قدرت متفاوت در بین چهار مسابقه.
در جهانهای کمرزونانس، Neutronium میدانها پراکنده و قابل پیشبینی هستند. منابع به آرامی جمع می شوند. ارتش ها کوچک هستند زیرا انرژی برای حفظ نیروهای بزرگ کمیاب است. تصمیمات اقتصادی وزن نامتناسبی دارند - یک قرارگیری Nuclear Port غیربهینه در جهان 2 میتواند یک مسابقه را از نظر ساختاری از طریق جهان 5 در مضیقه قرار دهد. نژاد غالب در این جهانها معمولاً Iit است که پاداش شروع رایگان Nuclear Port آن مستقیماً به مزیت تبدیل میشود که هر پورت به حساب میآید. نبرد اتفاق می افتد، اما کنترل قاطع سرزمینی به صبر و حوصله نیاز دارد که فیزیک هیئت مدیره به جای پیشنهاد کردن، آن را اجرا می کند.
جهانهای میانرده جایی هستند که پیچیدگی استراتژیک Neutronium: Parallel Wars به اوج چگالی خود میرسد. قدرت میدانی برای نیرو دادن به ارتش های بزرگ، چندین Nuclear Ports به طور همزمان، و مراحل اولیه ساخت Mega-Structure کافی است. Nuclear Ports در این جهانها خروجی تقویتشده بهطور چشمگیری تولید میکنند - فرمول مقیاسبندی که بر تولید پورت حاکم است، در محدوده قدرت میدانی که جهانهای 7 تا 9 ارائه میدهند، واقعاً انفجاری میشود. اینجاست که مشکل گلوله برفی Nuclear Port از لحاظ تاریخی در تست بازی پدیدار شد: مسابقه ای که سه پورت خوب در Universe 6 را ایمن می کند، می تواند مزایای منابعی را در Universe 8 ایجاد کند که برای حریفان غیرقابل غلبه به نظر می رسد. مزیت نظامی Mi-TO در اینجا بسیار معنادار می شود، زیرا منابع برای حفظ ارتش هایی که دکترین آنها نیاز دارد وجود دارد.
جهان های با رزونانس بالا پایان بازی هستند. میدانهای Neutronium در جهانهای 11، 12 و 13 به سادگی تشدید نمیشوند - آنها ناپایدار میشوند و بین حالتها به گونهای نوسان میکنند که هم فراوانی منابع خارقالعاده و هم کمبود فاجعهبار ناگهانی ایجاد میکند. نژادی که زیرساخت کافی برای مدیریت نوسانات میدانی را تا زمان رسیدن به جهان 11 ایجاد نکرده باشد، در بدترین لحظات ممکن، پایه اقتصادی خود را در حال فروپاشی خواهد دید. تنها مکانیسم تثبیت قابل اعتماد موجود در این جهان ها، خود Mega-Structure است - بازسازی جزئی آن نقاط لنگر بعدی را ایجاد می کند که نوسان میدان را در مناطق مجاور کاهش می دهد. در Universe 13، تکمیل Mega-Structure فقط یک شرط برنده نیست. این تنها راه برای جلوگیری از فروپاشی کامل اکو بعدی نهایی است.
4 مسابقه و سفر بعدی
انتقال بین جهان ها منفعل نیست. هنگامی که Paradox X فعال می شود و یک جهان فرو می ریزد، چهار نژاد به سادگی خود را به طور خودکار در جهان بعدی نمی یابند. آنها از طریق چین بعدی - حالت ناپایدار مختصر بین پژواک ها - حرکت می کنند و به موقعیت هایی می رسند که بر اساس قابلیت های انتقال بعدی آنها تعیین می شود. مسابقه ای با فناوری پورتال برتر با موقعیت منطقه ای بهتر، منابع حفظ شده بیشتر و گزینه های استراتژیک تر در پیچ های افتتاحیه جهان جدید وارد می شود. مسابقهای با قابلیت عبور ضعیفتر دیرتر، در موقعیتهای کمتر مساعدتر از راه میرسد و جهان جدید را از قبل در وضعیت نامساعدی آغاز میکند.
فناوری پورتال هر نژاد نشان دهنده هویت استراتژیک گسترده تر آن است. زیرساختهای دیپلماتیک Terano شامل توافقنامههای ترانزیت بعدی میشود - آنها قبل از شروع به کار Paradox X برای عبور ایمن از طریق مذاکره میکنند و از موقعیتهای ورود قابل پیشبینی بدون توجه به وضعیت منابعشان در لحظه فروپاشی اطمینان میدهند. Mi-TO متکی به موتورهای حمل و نقل درجه نظامی است که سریع هستند اما انرژی زیادی مصرف می کنند و کارایی منابع را با سرعت معامله می کنند. سیستمهای حملونقل Iit به شبکه Nuclear Port آنها متصل هستند - اگر پورتهایشان از بین برود، کیفیت ورود آنها کاهش مییابد و آسیبپذیری ایجاد میکند که مخالفانی که این علم را درک میکنند، در بازیهای دنیای آخر از آن سوء استفاده میکنند. ایستگاه پیشرفته Asters' مهم ترین فناوری حمل و نقل در بازی است: لنگر انداختن ابعادی کنترل شده را فراهم می کند و به Asters اجازه می دهد قبل از گذر، نقطه ورود را در جهان بعدی تعیین کند نه اینکه توسط دینامیک طبیعی چین توزیع شود.
Alpha Core عملکرد ویژه ای در سفرهای ابعادی دارد. این تنها ساختاری است که در سرتاسر فروپاشی کیهان ادامه مییابد - بقایای پایدار مرکز مرکزی Mega-Structure که از شاترینگ اولیه جان سالم به در برد و هر فروپاشی پژواک بعدی به زنده ماندن ادامه میدهد. مسابقاتی که Alpha Core را در لحظه شروع Paradox X کنترل می کنند، جوایز حمل و نقل دریافت می کنند که طبق اطلاعات به عنوان ویژگی های لنگر ابعادی باقی مانده هسته توضیح داده می شود. از نظر مکانیکی، کنترل Alpha Core در چرخش های نهایی یک جهان، اغلب به اندازه انباشت منابع ارزشمند است، زیرا پاداش انتقال آن می تواند معایب موقعیتی را که هیچ مقدار از منابع نمی تواند پس از وقوع انتقال جبران کند، جبران کند.