Asters
Asters چیزهایی را دید که دیگران نتوانستند. آنها فضا و زمان را دستکاری کردند و سازه هایی را ساختند که در ابعاد چندگانه به طور همزمان وجود داشتند. قدیمی ترین تمدن شناخته شده - شاید قدیمی تر از خود کهکشان. آنها ممکن است قبل از هر کس دیگری درباره Paradox X اطلاعات داشته باشند. برخی معتقدند که به ایجاد Alpha Core کمک کردند. دیگران معتقدند که آنها Alpha Core هستند.
تاریخچه
دنیای خانه Asters، The Nexus، در یک همگرایی طبیعی از مرزهای بعدی قرار دارد - نقطه ای در کهکشان که در آن فضا-زمان نازک تر از هر جای دیگری است، جایی که تار و پود واقعیت به روش هایی که برای ابزارهای به اندازه کافی حساس قابل تشخیص است، روی خود تا می شود. نژادهای دیگر ابزارهایی برای اندازه گیری آن ساختند. Asters برای درک مستقیم آن تکامل یافته است.
آنها به عنوان یک تمدن محقق بودند، نه فاتح. انبساط آنها در سراسر کهکشان به جای استخراج منابع به دلیل کنجکاوی انجام شد - اگرچه آنها Neutronium را از مرزهای بعدی خود استخراج کردند و ماده را از فضاهای بین جهان های موازی بیرون می کشیدند. بازده غیرقابل پیشبینی بود، اما کیفیت فوقالعاده بود، احتمالاً قبلاً تا حدی با فرآیند استخراج غنی شده بود. معماری آنها در ابعاد چندگانه به طور همزمان وجود دارد: سازه هایی که نژادهای دیگر می توانستند بدون درک نیمی از آنچه در آنجا بود از آن عبور کنند. قدیمیترین سایتهایی که Asters ساخته شدهاند، پیش از تاریخ ثبتشده هر نژاد دیگری هستند. وقتی Paradox X شروع به کار کرد، Asters مقاومت نکرد. فرار نکردند. آنها به سادگی پس از اولین فروپاشی دیگر حضور نداشتند. نمرده - غایب. تمایز ممکن است مهمترین سوال در داستان بازی باشد.
زیست شناسی و حواس
Asters بیگانه ترین از چهار نژاد با موجوداتی هستند که در فضازمان سه بعدی مرسوم عمل می کنند. شکل فیزیکی آنها به چشم انداز ابعادی ناظر بستگی دارد: از زوایای خاصی آنها به صورت ساختارهای شبکه بلوری ظاهر می شوند. از دیگران، به عنوان موجودات نیمه شفاف جریان از مرز نامشخص. از دیگران هنوز، به عنوان اعوجاج تقریبا نامرئی در هوای اطرافشان. آنها هیچ شکل ثابتی ندارند زیرا حجم ثابتی را اشغال نمی کنند - آنها یک فضای احتمال را اشغال می کنند، وسعت فیزیکی آنها به صورت برهم نهی کوانتومی در محدوده کوچکی از موقعیت های مجاور وجود دارد.
این قدرتی نیست که آنها اعمال می کنند. اینگونه است که وجود دارند. آنها میتوانند چگالی را تغییر دهند، تا حدی نسبت به ماده فیزیکی شفاف شوند و بخشهایی از خود را به لایههای بعدی مجاور گسترش دهند - نه به عنوان یک توانایی آگاهانه، بلکه به عنوان یک بیان طبیعی از زیستشناسی خود در محیطی که در آن مرزهای ابعادی نازکتر از حد معمول هستند.
حواس چهارگانه آنها کاملاً با ادراک بیولوژیکی استاندارد متفاوت است. ادراک بعدی جایگزین بینایی می شود: آنها میدان های احتمال کوانتومی، مرزهای ابعادی و چارچوب ساختاری خود فضازمان را می بینند - واقعیت به عنوان معماری. آگاهی زمانی، پژواک آیندههای احتمالی را بهعنوان تصاویری که روی زمان حال قرار گرفتهاند، درک میکند، به همین دلیل است که Asters ممکن است از قبل درباره Paradox X اطلاع داشته باشد. حس گرانشی میدانهای گرانشی را بهعنوان منظرهای از منحنیها و چاهها درک میکند، ناوبری که توسط احساس انجام میشود نه بینایی. Reality Resonance «سلامت» فضازمان محلی را تشخیص میدهد - آسیب به واقعیت، شکافهای ابعادی، و ثبت تأثیر Paradox X به عنوان سیگنالهای ناسازگار. آنها نه دید نوری دارند، نه شنوایی به هیچ وجه متعارف. تعامل با Asters به معنای تعامل با چیزی بود که به طور کامل قابل مشاهده نبود.
ساختار اجتماعی
Asters هیچ دولت، سلسله مراتب و ساختار رهبری رسمی نداشت. آنها مجموعهای از فیلسوفان-مهندس بودند که هر یک محقق مستقلی بودند که پرسشهای خود را درباره ماهیت واقعیت دنبال میکردند. سازمان به جای قدرت حول محور مشکلات پدیدار شد: زمانی که یک اختلال ابعادی نیاز به توجه داشت، Asters وارد شد نه به این دلیل که کسی آنها را احضار کرد، بلکه به این دلیل که همه آنها اختلال را درک کردند و پیامدهای آن را به طور مستقل درک کردند.
آنها اکتشافات خود را با جاسازی اطلاعات در ساختار فضا-زمان به اشتراک گذاشتند - تغییراتی در ساختار واقعیت در مکانهای خاص که سایر Asters میتوانستند روشی را که یک محقق یک متن را میخواند بخواند. قدیمیترین این پیامهای تعبیهشده به ترتیب بزرگی به تاریخ ثبتشده هر نژاد دیگری مربوط میشود. تعامل با نژادهای دیگر برای Asters اولویت نداشت - نه به دلیل خصومت، بلکه به این دلیل که فاصله مفهومی بسیار زیاد بود. آنها به شکلی تهدیدآمیز نامفهوم نبودند. آنها غیرقابل درک بودند به نحوی که یک جسم چهار بعدی که به سه بعد نمایش داده می شود غیرقابل درک است: حال، به وضوح واقعی، اما درک کامل غیرممکن است.
چگونه آنها Neutronium را به دست آوردند
Asters Neutronium را از خود فضازمان استخراج کرد - بهویژه از مرزهای بعدی بین جهانهای موازی. در نقاطی که واقعیت تا میخورد، ماده با چگالی شدید در شکافهای بین جهانها جمع میشود: مواد منحط از نوترون که در فضاهایی که قوانین فیزیکی چند جهان برای مدت کوتاهی همپوشانی دارند، متراکم شدهاند. Asters به این شکاف های بعدی رسید و موضوع را بیرون کشید. بازده غیرقابل پیشبینی بود - برخی از سایتهای استخراج مقادیر بسیار زیادی تولید میکردند، در برخی دیگر هیچ. ولی کیفیتش فوق العاده بود به نظر می رسد که کشیدن ماده بین لایه های بعدی حالت کوانتومی آن را به روشی مشابه غنی سازی Alpha Core تغییر می دهد و Neutronium را تولید می کند که برای دستیابی به غنی سازی کامل به پردازش کمتری نیاز دارد. این مشاهدات سوال اصلی را در مورد اطلاعات Neutronium: Parallel Wars ایجاد کرده است: آیا Asters Alpha Core را به عنوان نسخه ای در مقیاس صنعتی از فرآیند استخراج بعدی خود ساخته اند؟ یا اینکه Alpha Core خود Asters تغییر کرده است؟
میراث آنها در بازی
قهرمانانی که 3 پایگاه در قلمروهای سبز (Asters) میسازند، دانش باستانی مسابقه را باز میکنند: دسترسی به ایستگاه پیشرفته - تنها ساختمان انحصاری بازی. هیچ نژاد دیگری نمی تواند یکی بسازد. ایستگاههای پیشرفته درآمد بالاتری نسبت به ایستگاههای استاندارد ارائه میکنند و به Asters دسترسی زودهنگام به مکانیکهای Universe 8-10 اجازه میدهند، و 1 تا 2 راند جلوتر از سایر مسابقات در همان سطح جهان فعال میشوند.
این باعث میشود Asters از نظر طراحی، بخش مقیاسبندی بازی در اواخر بازی باشد. آنها در Universe 1-4 ضعیف هستند - بدون اصلاح کننده جنگی، بدون میانبر دیپلماتیک، بدون شروع اقتصادی. آنها به سمت یک افق فناوری میروند که نژادهای دیگر تا دیرتر نمیتوانند به آن دست یابند. دنیای باستانی: نکسوس. مناطق قدیمی: A3، C1، D2، E3. سیستم درخت فناوری که ایستگاه های پیشرفته با آن تعامل دارند به طور کامل در درخت فناوری توضیح داده شده است.
سوال Alpha Core
آیا Asters Alpha Core را ساخت؟ ایستگاه در هر چرخه در یک مکان جدید ظاهر می شود. فن آوری آن از هر چیزی که چهار نژاد باستانی تا به حال ایجاد کرده اند، پیشی می گیرد. این محصول Neutronium را از طریق فرآیندی که هیچ نژاد دیگری تا به حال مهندسی معکوس نکرده است، غنی می کند - فرآیندی که شبیه استخراج ابعادی Asters» است که به ظرفیت صنعتی مقیاس شده است.
Asters Neutronium را از مرزهای ابعادی استخراج کرد. Alpha Core Neutronium را با استفاده از آنچه به نظر می رسد پردازش بعدی است، غنی می کند. Asters سازه ها را در چند بعد به طور همزمان ساخت. Alpha Core در حالتی وجود دارد که به نظر می رسد چند بعدی به طور همزمان باشد. Asters در فروپاشی Paradox X ناپدید شد - نابود نشد، فرار نکرد، به سادگی وجود نداشت. Alpha Core در هر فروپاشی ادامه مییابد، و در هر چرخه در مکانی جدید ظاهر میشود، گویی که فروپاشی خود مکانیسم جابجایی آن است.
و در Universe 13، وقتی بازیکنی Mega-Structure را می سازد و پیام نهایی Alpha Core را راه اندازی می کند: به طور خاص به Asters خطاب می شود. نه به قهرمانان نه به همه نژادها به Asters.
علم پاسخ نمی دهد که آیا Asters Alpha Core را ساخته یا تبدیل به آن شده است. سوال اصل مطلب است.
یادداشت های طراحی
Asters' Advanced Station mechanic برای ایجاد گروهی طراحی شده است که به بیمار و بازی افق طولانی پاداش می دهد - جناحی که در آن انتخاب برای بازی Asters تعهد به یک استراتژی توسعه است که در نیمه دوم جلسه نتیجه می دهد و نه قبل از آن. در Universe 1–4، بازیکنان Asters ضعف را می پذیرند. گروه های دیگر با پاداش های نژادی دارای مزایای اولیه هستند. Asters نکنید.
The Advanced Station تنها ساختمان انحصاری مسابقه ای بازی است که عمداً انجام می شود. عدم تقارن فناوری - توانایی ساختن چیزی که مخالفان شما نمی توانند - مزیتی متفاوت از اصلاح کننده های آماری یا میانبرهای اقتصادی است. چیزهای موجود را بهتر نمی کند. چیزهایی را ممکن می کند که قبلاً ممکن نبود. در Universe 8+ هنگامی که ایستگاههای پیشرفته به طور کامل توسعه مییابند، Asters به ترکیبهای مکانیکی دسترسی پیدا میکند که سایر نژادها برای 1 تا 2 راند دیگر قفل آن را باز نخواهند کرد. در بازیای که هر دور نشاندهنده توسعه منطقهای قابل توجه است، رسیدن به مکانیک اواخر بازی تعیینکننده است.